ميرزا حسن حسينى فسايى

202

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

الرشيد بگفت و هارون شنفته ، طوعا و كرها « 1 » متلقى « 2 » به قبول فرمود آن است كه در تواريخ نوشته‌اند « 3 » : ايالت خراسان مدتى با فضل پسر يحيى بود و هر ساله علاوه بر وجوه ماليات پيشكشى به اندازه ، به درگاه خليفه مىفرستاد و در اوائل زمان كراهت خاطر هارون از آل برمك ، بىمشورت از يحيى ، ايالت خراسان را به على بن عيسى بداد و سالى نگذشته ، زائد بر ماليات پيشكشى در هزار حمل شتر كه چندين صد برابر پيشكش معمولى فضل بود انفاذ بغداد نمود و هارون براى نمايش كاركرده خود فرمود بايد در ميدان بزرگ آنها را عرضه دارند و بعد از حضور و ملاحظه روى به جانب يحيى نموده ، فرمود : اى پدر اينهمه زر و سيم و متاع خراسان و خوازرم « 4 » و تركستان كه على فرستاده است در وقت ايالت فضل در كجا بود ؟ يحيى بلامهلت گفت در پيش صاحبان اموال و به اندك زمانى آشفتگيها در خراسان از سخت كارى على بن عيسى روى بداد تا مأمون به زحمت خراسان را منتظم بداشت . [ وقايع فارس در روزگار مأمون ] در همين سال [ 193 ] : برحسب وصيت رشيد ، خلافت ميانهء محمد امين و عبد اللّه مأمون قرار گرفت « 5 » از آنجا كه دو سلطان بر ملكى نگنجد ، هر يك از آن دو برادر ، الملك عقيم ، خوانده ، بر خلاف رضاى ديگرى سلوك نمودند . در سال 195 : سيبويه نحوى استاد نحويين در شيراز وفات يافت و نامش عمرو بن - عثمان بن قنبر است و چهل سال از عمرش گذشته بود « 6 » . در سال 198 : مخالفت در ميانهء امين و مأمون بالا گرفته ، امين از خلافت منعزل شده ، او را بكشتند و خلافت به تمامها بر مأمون قرار گرفت « 7 » . در سال 201 : عبد اللّه مأمون ، خليفه ، خواست بزرگى دنيا و آخرت را جمع كرده ، خلافت عظمى را به كسى كه لايق و سزاوار است واگذارد ، از همه عالميان ، حضرت على بن موسى بن - جعفر صادق سلام اللّه عليهم را كه در خلق و خلق و علم و ورع و زهد و تقوى و نسب و حسب بر تمامت اهل روى زمين برترى داشت اختيار كرده او را وليعهد خود در حياة و خليفهء به حق در مماتش نمود و در دويم ماه رمضان اين سال اين مهم بزرگ را مجرى ساخته ، آن حضرت را

--> ( 1 ) . طوعا و كرها : خواه ناخواه ، به ميل يا اجبار . ( 2 ) . متلقى : پذيرنده ، درك كننده . ( 3 ) . مشروح اين داستان را بيهقى در تاريخ خود آورده است . ر ك : تاريخ بيهقى ، ص 414 تا 418 ، چاپ فياض و غنى ، تهران 1324 . ( 4 ) . در متن ( خارزم ) . ( 5 ) . هارون مامون را ولايتعهد دوم كرده و اموال و سپاه را به او واگذاشته بود و امين را وليعهد اول خود ساخته بود ، بدينمعنى كه در سال 186 رشيد در مكه عهدنامه ولايتعهد را نوشت و بگواهى حاضران رسانيد كه امين به مامون وفادار باشد و مامون نسبت به امين و اينكه مامون پس از امين خليفه شود . ( ر ك : كامل ، وقايع سال 186 تا 193 ، ج 5 ، صفحات 110 تا 135 ) . ( 6 ) . ابو بشر عمر بن عثمان بن قنبر فارسى بيضاوى و سپس عراقى مصرى ملقب به سيبويه در 148 هجرى برابر با 765 ميلادى متولد شد و در تاريخ 180 هجرى برابر با 796 ميلادى درگذشت ( پانزده سال پيش از گفته فارسنامه ناصرى ) ، او اعلم مردم در نحو عربى بود و او را پيشواى مذهب بصريان در نحو دانند . كتاب مشهور او ( الكتاب ) است در نحو و مقبره وى در محله سنگ سياه شيراز است . ( ر ك : فرهنگ معين ، جلد پنجم ) . ( 7 ) . اشاره به تسلط طاهر است بر بغداد . ( ر ك : حوادث سال 198 ، در كامل ، ج 5 ، ص 148 ) .